رسانه شخصي احسان مظلومي، درباره آموزش، كامپيوتر، چند رسانه اي و وقايع روزمره

Tuesday, December 04, 2007

استفاده از FTP بدون نرم افزار

می دانستید که بدون استفاده از هیچ نرم افزاری می توانید با پروتکل اف تی پی وارد سایتتان شوید؟ برای این کار کافی است که در نوار آدرس اینترنت اکسپلورر یا اکسپلورر ویندوز این عبارت را تایپ کنید و Enter بزنید:

ftp://LoginID@www.domain.com

LoginID نام کاربری شما است و www.domain.com هم آدرس سایت شما. با این کار کادری ظاهر میشود که از شما کلمه عبور را میخواهد. با وارد کردن کلمه عبور،دایرکتوری اصلی سایت را در پوشه ای شبیه به اکسپلورر می بینید. اکنون می توانید مثل اکسپلورر معمولی با آن کار کنید. می توانید فایل های را Copy، Paste‌و Delete کنید. همچنین می توانید فایل های موجود در کامپیوترتان را به پوشه های سرور کپی کنید. با توجه به این که فضای Desktop برای ما آشنا تر است، فکر می کنم اینروش برایمان راحت تر باشد.
حتی می توانید با راست کلیک روی هر فایل و زدن گزینه properties صفحه تنظیمات آن را ببینید و در آنجا Permission های فایل را دستکاری کنید

Labels: ,

Monday, November 26, 2007

از کتاب کامپیوتر برای پدر و مادرها تقدیر شد

روز 26 آبان مراسم پایانی جشنواره کتاب و خانواده بود. این جشنواره رو وزارت ارشاد و وزارت آموزش و پرورش برگزار می کنند. هفته پیش یکی از مسئولین جشنواره زنگ زد و دعوت کرد که در اختتامیه همراه با ناشر حضور داشته باشیم. خلاصه ی کلام این که ، هیئت داوران کتاب کامپیوتر برای پدر و مادر ها رو در موضوع خانواده و فناوری شایسته تقدیر دونسته بود. یه لوح تقدیر، یه تندیس و یک سکه بهار آزادی هم بهمون دادن و خلاص. یه موضوع فرعی جالبی هم پیش اومد اینجا. صبح که می خواستم برم برای مراسم، کت و شلوارم رو از کمد درآورد تا بعد از 8 ماه بپوشم . آخه من معمولا لباس رسمی نمی پوشم. دست کردم تو جیب کتم. فکر می کنید چی دیدم؟ دوتا تراول چک صد هزار تومنی. از عید تو جیبم مونده بود. چقدر کیف داره این جور پول ها. البته نشون دهنده بی حساب کتاب بودن پولام هم هست به قول خانومم

Labels: ,

Sunday, November 18, 2007

کتاب کلید سخت افزار

کتاب کلید سخت افزار بالاخره بعد از 3 سال نوشته و چاپ شد. از 3 سال پیش تا حالا هربار میخواستم نوشتن این کتاب رو شروع کنم یه مشکلی پیش میومد. ولی این بار همه عوامل اماده شدند که این کتاب نوشته بشه. الان هم توسط انتشارات کلید آموزش چاپ شده و به بازار اومده. اگه می خواهید در مورد سخت افزارو مونتاژ قطعات کامپیوتر اطلاعاتی بدست بیارید و بتونید خودتون کامپیوترتون رو مونتاژ کنید، این کتاب به دردتون می خوره
تعدادی ازمطالب کتاب:
چطور کامپیوتر بخریم؟
مونتاژ قطعات
نصب مادربرد
نصب پردازنده
نصب رم
نصب فن پردازنده
اتصال کابل های کیس به مادربرد
اتصال پورت USB
نصب منبع تغذیه
نصب درایو های CD و DVD
نصب هارددیسک
نصب کارت گرافیک
نصب مودم

Labels: ,

Sunday, November 11, 2007

بقیه قسمت های تخت جمشید را هم جدا کنیم و رایگان به موزه لوور هدیه کنیم



این عکس واقعی نیست. فارس نیوز آن را ساخته تا نشان بدهد سر سرباز هخامنشی چطور از جایش کنده شده. ولی واقعیت دیگری را می توان از آن برداشت کرد. میزان فرسایش این قطعه را که در انگلستان بوده با بقیه قسمت ها مقایسه کنید. می بینید که خیلی سالم تر مانده. چه اصراری داریم که همه میراث فرهنگی ما همینجا بماند؟ وقتی دل کسی برای آنها نمی سوزد. وقتی سال به سال فرسوده تر و خراب تر می شود. وقتی سالی چهارتا توریست هم آنها را نمیبیند، چرا میخواهیم پیش خودمان بماند؟ بگذارید برود توی موزه لوور 4 نفر از آن بازدید کنند. حد اقل اروپائی ها نام ایران را نمی دزدند. خیلی هم بهتر از ما نگهداری می کنند. روی میراث فرهنگیشان یادگاری نمی نویسند. رنگ نمی پاشند. پارسال راهنمای تخت جمشید می گفت در اثر یخ زدگی آب باران در شکاف ها، هرسال مقدار زیادی از آثار بجا مانده دارد تخریب می شود. پیشنهاد می کنم خودمان بقیه قسمت های تخت جمشید را هم جدا کنیم و رایگان به موزه لوور هدیه کنیم. شاید 20 سال دیگر افراد دلسوزتری روی کار آمدند. آن موقع پس می گیریم. ندادند هم مهم نیست. بهتر است از این که اینجا تخریب شود
بقیه عکس ها

Labels: ,

Friday, November 02, 2007

اجرای فایل های Office 2007 در نسخه های قدیمی تر

اگر می خواهید بدون نصب آفیس 2007ٰ بتوانید از فایل های آن استفاده کنید (docx,pptx...) یک کار ساده باید انجام دهید. نرم افزار Microsoft Office Compatibility Pack را از این صفحه داونلود و نصب کنید. حجم آن 27.5 مگابایت است. کار دیگری لازم نیست انجام دهید. اکنون اگر روی فایل های Office2007 دوبار کلیک کنیدٰ، در محیط Office2003 باز می شوند.

Labels:

Sunday, September 30, 2007

پیشنهاد عملی برای کمک به ایران

زیاد به سرمان آمده که به کشورمان توهین شود، مشاهیرمان را بدزدند، به خاکمان تجاوز کنند،زیاد شنیده ایم که در کشورهای دیگر ، مردم ذهنیت خوبی از ایران ندارند، فکر می کنند ما تروریست هائی هستیم که در بیابان زندگی می کنیم و با شتر مسافرت می کنیم . خیلی از ماها وقتی کوچک ترین توهینی به کشورمان می شود به رگ غیرتمان بر می خورد و می خواهیم جواب دندان شکنی به این توهین ها بدهیم. امضا جمع می کنیم، بمب گوگلی می سازیم ولی کمتر دنبال این هستیم که این مشکلات را ریشه یابی کنیم و راه حلی پیدا کنیم. مدتها در فکر راهکارهای عملی بودم تا این که گفتگو با خواهرم جرقه ای در ذهنم زد. خواهر من کارمند کتابخانه ملی است و در بخش مبادلات کتاب با کشور های دیگر کار می کند. به گفته او، کتابخانه ملی بودجه خاصی برای اهدای کتاب به خارج ندارد و کتاب هایش را از هدایای ناشرین و افراد خیر تامین می کند. در ماه تعداد زیادی تقاضا از کشور های دیگر برای کتاب های فارسی و انگلیسی مربوط به ایران و ایران شناسی به دست آنها می رسد که آنها معمولا با کمبود شدید کتاب مواجه هستند. این تقاضا ها معمولا از طرف دانشگاه های خارجی است که کرسی زبان فارسی یا ایران شناسی دارند، یا موسسات فرهنگی و یا کتاب خانه هائی که کتاب های مرتبط با ایران دارند . آنها فکر می کنند که ایران آماده است با یک تقاضا، بهترین کتاب ها را برایشان ارسال کنند. غافل از این که بخش مبادلات خارجی در این زمینه بسیار فقیر است. به همین دلیل بسیاری از اوقات کتاب های نا مناسبی ارسال می شوند. نمی خواهم وارد جزئیات شوم که چه اتفاقاتی می افتد و چه نوع کتاب هائی ارسال می شود. اما به نظرم رسید که ما می توانیم در حد خودمان ، کمک خوبی به فرهنگ و هویت ایران بکنیم. هریک از ما می تواند یکی دو کتاب مربوط به ایران شناسی خریداری کرده و به کتاب خانه ملی هدیه کند. خوشبختانه بخش مستقلی برای دریافت هدایا هم دارند که کتاب ها مستقیما به دستشان برسد و برای متقاضیان خارجی ارسال شود. یکی از راه هائی که دیدگاه خارجی ها را نسبت به ایران می سازد یا اصلاح می کند همین کتاب ها هستند. تصور کنید وقتی یک دانشجو به کتاب های ایرانی مراجعه می کند و بجای کتاب های راهنما و اطلس های تصویری ایران، کتاب های قدیمی و نامناسبی را می بیند و می خواند، تصورش راجع به ایران چگونه خواهد بود. ما هم بجای امضا کردن پتیشن و ساختن بمب گوگلی می توانیم نفری 2-3 هزار تومان برای خرید چنین کتاب هائی کنار بگذاریم و آنها را به بخش مبادلات خارجی کتابخانه ملی هدیه بدهیم. فکر می کنم این کار تاثیر بسیار بیشتری داشته باشد. من با یک گروه از ایرانی های مقیم انگلستان و همچنین ناشر خودمان در این باره صحبت کردم . در هردو مورد هم نتیجه مثبتی گرفتم. اگر شما می توانید کمک کنید یا افرادی را می شناسید که می توانند کمک کنند ، لطفا به من اطلاع دهید. یا خودتان اقدام کنید. اگر واقعا می خواهید به کمک کنید، این یک فرصت عملی و در دسترس است. این گوی و این هم میدان.
موضوعات پیشنهادی:
فرهنگ ایران
تاریخ ایران
اطلس های تصویری(مناظر طبیعی، بناهای تاریخی،جاذبه های گردشگری)
ادبیات و دستور زبان فارسی
دیوان شعرا ( شاهنامه، حافظ، مثتوی، شاملو، فروغ، کلیات سعدی . . )
کتاب های انگلیسی بسیار مفید تر از کتاب های فارسی هستند
تكميل :
1- شماره تلفن هاي بخش اهداي كتاب كتابخانه ملي ايران: 88644062 و 81623153
2- بخش مبادله و اهدا در سایت کتاب خانه ملی
3- اگر سايت يا وبلاگ داريد اين نوشته را در وبلاگتان قرار دهيد. هيچ اصراري ندارم به اصل يادداشت لينك داده شود. مهم اين است كه ديده شود. اين ساده ترين كمكي است كه از دوستان وبلاگ نويس بر مي آيد.
4- منظور من اصلا این نیست که به کتاب خانه ملی پول بدهیم. می توانیم کتاب هائی را که به نظر خودمان چهره درستی از ایران نشان میدهند را بخریم و به بخش مبادله کتاب اهدا کنیم. وقتی کتاب های مفید داشته باشند، کتاب های بنجل را ارسال نخواهند کرد. دارم
دنبال لینک کتاب های مفید در این زمینه می گردم. کسی سراغ دارد؟
5-این کار در اصل وظیفه دولت است. ولی دلیل نمی شود که ما هم دست روی دست بگذاریم

Labels:

Thursday, September 27, 2007

سپهر

امروز سپهر 2 ماه رو پر کرد و دقیقا 60 روزش شد. صبح بردیم واکسن سه گانه اش رو زدیم. بچم 2 تا آمپول خورد . یکی تو پای چپ یکی تو پای راست. مامانش از اتاق رفت بیرون ولی من مجبور بودم پاهاش رو بگیم که تکون نخوره . دلم کباب شد واسش. وقتی آمپولشو زدن اول نفهمید. ولی سه ثانیه بعدش زد زیر گریه. بدتر از اون اینه که تا یکی دوروز پادرد و تب داره. البته هنوز شروع نشده و آرومه. به هر حال این 2 ماهگی و واکسن زدنش بهانه ای شد که کمی درباره سپهر بنویسم. وقتی که به دنیا اومد تا مدتی سردرگم بودم. هنوز هم هستم. می دونم که در آینده بخش زیادی ازوقت و انرژی و ذهنم رو باید بهش اختصاص بدم. فکر می کنم ما چه حقی داشتیم این زبون بسته رو بیاریم توی این دنیا که حالا اگه کوچک ترین کمبودی هم داشته باشه ما مقصر باشیم. ولی خوب شیرینیش یه چیز دیگه است. دوستم چندبار بهم گفته بود که با تولد بچه غافلگیر میشی. الان دقیقا همونجور شده. گاهی میشینم کنارش و 10-15 دقیقه نگاهش می کنم. همین تکون خوردناش و نگاه کردناش خیلی حس خوبی بهم میده. تازگی هم یاد گرفته که با صدا بخنده که قند تو دلم آب میشه. خلاصه این شیرینی هاش باعث میشه که نگرانی ها رو کمی فراموش کنم. الان که دوماهشه وزنش 5 کیاو و 700 گرمه که خیلی خوبه. قدش رو نگرفتیم. ولی اوضاع کلیش خیلی خوبه. در روز یکی دو ساعتی اقلا وقتم رو میگیره. یا باش بازی می کنم یا باید راه ببرمش. (لامصب وقتی گریه می کنه تا بغلش نکنم و راه نرم ساکت نمیشه) یا باید بخوابونمش. البته بیشتر کارهاشو مادرش می کنه. خلاصه اوضاع ما اینجوریاست. دانشگاه هم که ازاین هفته شروع میشه و نمیدونم کی میتونم به کارهام برسم. اینم چندتا از عکسهاش:

اینجا خیلی بزرگونه افتاده


اینم لختشه


این عکس رو تو جنگل های عباس آباد گرفتیم

این هم کلاردشت. دو هفته پیش

Labels:

Sunday, September 23, 2007

کتاب کلید سخت افزار

تصمیم گرفتم از این به بعد ، بخشهائی از کتاب هائی را که در حال نوشتنشان هستم توی وبلاگ بذارم. این کار چند فایده دارد. هم کار من نقد می شود و میتوانم از نظرات دیگران استفاده کنم. هم این مطالب قطعا به درد بعضی ها می خورد و هم تبلیغی برای کتاب می شود. مهم تر از همه هم این که وبلاگ خالی نمی ماند.
کتاب کلید سخت افزار البته نوشته شده و الان در دست انتشار است. ولی بهتر دیدم با آن شروع کنم.مطالبش به درد بخور هستند. این کتاب درباره مونتاژ یا اسمبل قطعات کامپیوتر است.
مواد لازم برای مونتاژ قطعات
خوب به بخش اصلي اين كتاب رسيديم كه بيشترين حجم كتاب را نيز به خود اختصاص خواهد داد. من سعي كردم توضيحات نظري را كمتر كنم و سريعتر وارد مراحل عملي شوم. در هنگام معرفي هر قطعه، اگر توضيحي لازم باشد، همانجا اضافه مي كنم. حالا فرض مي كنيم كه شما همه قطعات را خريده و به خانه آورده ايد. اكنون چندين كارتن قطعه، يك ميز كار و اين كتاب را در مقابل خود داريد و مي خواهيد هرچه زودتر كامپيوتر خود را راه اندازي كنيد. پس برويم سراغ كار عملي:
مواد لازم:قبل از هر كاري ، بايد مواد لازم را فراهم كنيد. براي مونتاژ يك كامپيوتر، شما به اين مواد احتياج داريد:
1- يك پيچ گوشتي چهار سوي خوب
2- يك پيچ گوشتي تخت
3- يك فاز متر
4- يك ميز كار مناسب ( مي توانيد وسايلتان را روي زمين هم پهن كنيد ولي بهتر است كار را روي ميز انجام دهيد )
5- يك سرنگ خمير سيليكون ( مي توانيد از فروشنده هاي قطعه بخريد )
6- يك مچ بند انتقال الكتريسيته ساكن
7- يك پنس يا مو چين
8- قطعات خريداري شده

البته همه موادي كه گفتم كاملا لازم نيستند. در اكثر موارد شما به خمير سيليكون يا فازمتر نياز پيدا نمي كنيد. خود من اكثر اوقات مچ بند را نمي بندم. ولي بودن آنها بهتر از نبودنشان است.

نكته : قبل از شروع كار، مچ بند ضد الكتريسيته ساكن را به مچ دستتان ببنديد و سر ديگر آن را به يك شيئ رسانا كه به زمين وصل است متصل كنيد. مثلا كابينت،‌ چهارچوب در ، لوله آب يا گاز. با اين كار الكتريسيته ساكن موجود در بدن شما به زمين منتقل مي شود و از آسيب ديدن قطعات جلوگيري مي شود. اگر مچ بند نداريد، قبل از دست زدن به هر يك از قطعات، زمين را لمس كنيد تا الكتريسيته ساكن بدنتان تخليه شود.
-----
اسم وبلاگ را هم عوض کردم. شد ( رسانه من ) . توجیه پذیر تر است

Labels: , ,

Wednesday, September 05, 2007

کتاب کلید ترفند های ویندوز


بالاخره بعد از کلی انتظار، کتاب کلید ترفند های ویندوز هم از زیر چاپ درآمد. کتاب بدی نشده، مدت زیادی برای جمع آوری مطالبش جستجو و تحقیق کردم و هرچه خودم میدانستم را هم اضافه کردم. برای کسانی که ویندوز را در سطح عادی می شناسند کتاب خوبی است. البته شاید خیلی به درد اینترنت بازها نخورد. ولی خیلی از مشکلات کاربران عادی را حل می کند. این کتاب فکر کنم سیزدهمین کتاب من از مجموعه کتاب های کلید است. کتاب های کلید سخت افزار و کلید نصب ویندوز هم زیر چاپ هستند.








فهرست دروس کتاب:

فصل اول : ترفند هاي عمومي
فعال كردن نشان هاي موجود در دسكتاپ
عوض كردن نشان پوشه ها و فايل ها
فعال و غير فعال كردن گزينه هاي سمت چپ پوشه ها
گروه بندي دكمه هاي پنجره ها در Taskbar
فعال كردن Quick launch
تغير دادن ظاهر ويندوز
اجراي يك فايل همراه با اجراي ويندوز
ساختن Screen saver دلخواه
قطع كردن صداي مودم
غير فعال كردن ساعت ويندوز
وقتي برنامه اي بسته نمي شود.
ساختن ميان بر (Shortcut)
تنظيمات Recycle Bin
ساخت ديسك Start up
تعين برنامة خاص براي اجراي هر فايل
Hibernate چيست؟ چگونه فعال مي شود؟
تنظيمات منوي Start
غير فعال كردن پخش اتوماتيك CD
غير فعال كردن Error reporting
تنظيم منوي بوت
جستجوي راحت تر در ويندوز
پنهان كردن نشان هاي غير فعال در System tray
تغيير نام دسته جمعی فايلها
نمايش ساعت بصورت 24 ساعته
وقتي كلمه عبور ويندوز را فراموش مي كنيد
رايت CD در ويندوز
غير فعال كردن پيام هشدار در Service pack 2
زمان بندي براي اجراي برنامه ها

فصل دوم ترفند هاي حرفه اي
افزايش سرعت ويندوز با غير فعال كردن تعدادي از سرويس ها
تغير دادن منوي Send to
ساخت فلاپي ديسك امنيتي
دستور No to all هنگام كپي كردن فايل ها.
انتقال تنظيمات از يك ويندوز به ويندوز ديگر
تغير محل ذخيره سازي فايل هاي اينترنت
حذف فايل هاي Thumbs.db
باز كردن تعداد زيادي پنجره بدون كاهش سرعت
فايل هائي كه دوست ندارند از كامپيوتر حذف شوند.
حذف نشان هاي اضافه از Control panel
اجرا كردن برنامه هاي قديمي در ويندوز
استفاده از ماوس بجاي صفحه كليد.
استفاده از صفحه كليد بجاي ماوس.
دكمه هاي ميانبر در صفحه كليد هاي جديد

فصل سوم. ترفندهاي كوچك
حركت بين پنجره ها.
يك راه آسان براي ساختن Shortcut
باز شدن پوشه در پنجره جديد
اضافه كردن نشان جديد به Quick launch
باز كردن يك پوشه با تايپ آدرس
يافتن يك فايل در يك پوشه شلوغ
عكس گرفتن از صفحه نمايش
عكس گرفتن از فيلم.
پنهان كردن Taskbar
آخرين فايل هاي اجرا شده
ترفند مين روب :
ضميمه : كليد هاي ميان بر ويندوز

صفحه این کتاب در سایت کلید

Labels: ,

Saturday, July 28, 2007

روز مهم زندگی من

امروز یکی از روز های مهم زندگی من است. بعد ازروز ازدواجم، شاید مهم ترین روز. نمی دانم شاید هم روزی که مادرم فوت کرد مهم تر از امروز بوده. ولی به هر حال امروز خیلی خوش حالم. البته بیش از آن که خوش حال باشم، دچار تناقض هستم. نمی دانم باید خوش حال باشم یا نگران. موضوع این است که امروز من پدر شدم. آن هم در روز پدر(البته با کمی ارفاق). بعد از گذشت حدود 6 سال از زندگی مشترک من و همسرم. بالاخره ما سه نفر شدیم. امروز سپهر هم به جمع خانواده ما اضافه شد. ظهر که در بیمارستان برای اولین بار دیدمش، حسی داشتم که اصلا قابل توصیف نیست. می ترسیدم اگر ببوسمش پوستش خراشیده شود. جرات نداشتم بغلش کنم. مدتها بدون حرف زدن نگاهش کردم. الان هم که من خانه هستم و بچه و مادرش در بیمارستان، هنوز نمیدانم چه اتفاقی افتاده، یعنی دقیقا غافلگیر شدم. حس می کنم بار مسئولیتم چند برابر شده. از حالا به فکر نوجوانی اش هستم که نکند با هم مشکل داشته باشیم. نکند پسرم از راه به در شود. و هزار نکند دیگر. از بیمارستان که برگشتیم، تا شب خانه پدر خانمم بودم. ولی علیرغم اصرار آنها به خانه آمدم تا کمی با خودم تنها باشم. توی راه، از شدت تفکر، راه را گم کردم. البته می دانم که اینها را احتمالا خیلی ها تجربه کرده اند و اینکه چون بار اول است لابد زیادی نگرانم. ولی به هر حال ، نمی توانم بی خیال شوم. 6-7 سال بچه دار شدن را به هزار دردسر عقب انداختم تا از توانائی خودم در تربیت فرزند و براورده کردن نیازهای مالی اش مطمئن باشم. بعد از این مدت هم با چشم باز تصمیم گرفتم. با این وجود امروز که سپهر را دیدم حسی ناشناس به من دست داد. نگرانی و خوشحالی. امیدوارم بتوانم از پس این مسئولیت برآیم. مسئولیتی که از امروز شروع شده و احتمالا تا آخر عمرم ادامه دارد. برایم دعا کنید.


این هم 2 تا از عکس های سپهر:


اینجا گرسنه بوده و شصتش را تا ته کرده توی دهنش

این هم دومین روز زندگی سپهر. پف صورتش خوابیده و کمی شکل گرفته

Labels: